خرید بک لینک

دختر خسته

جزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخش‌های مهم در ادامه ارائه شده است.

خلاصه این که از همه نظر ناراحتم اصلا نمی دونم دقیقا چمه... تازه مامان هم منتقل شده تهران و تو مدرسه جدید اصلا نمی تونه با بچه های اونجا کنار بیاد میگه خیلی پر رو ان... راست هم میگه بچه های شهرستان خیلی سربزیز تر و حرف گوش کن تر هستن مامان هم تو سنی نیست که بتونه با هر چیزی کنار بیاد :(

برچسب: نویسنده: دانیال جعفری تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 0:34

همیشه فرفری

در ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده می‌کنید.

برچسب: نویسنده: دانیال جعفری تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 0:34

تو

جزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخش‌های مهم در ادامه ارائه شده است.

تو سینه جشن عشقت رو به پا کردم

برچسب: نویسنده: دانیال جعفری تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 0:34

خودشیرینجزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخش‌های مهم در ادامه ارائه شده است.از یکی از بچه های کلاس خوشم میاد دیروز فهمیدم که بقیه معلم ها هم از اون خوششون میاد و بچه ها بهش میگن خود شیرین!!! خب بقیه هم یاد بگیرن مثل اون باشن:) وایستاده بود دم در کلاس بعد از من اومده بود روش نمیشد بیاد تو بهش گفتم بیا بعد یکی از بچه ها گفت چرا ما دیر میایم میفرستی دفتر؟! گفتم خب دختر خوبیه درسش هم خوبه تو کلاس هم گوش میکنه باید بیاد تو :) بچه ها گفتن این خود شیرینه خانوم! پیش همه معلما خودشو شیرین میکنه!! دیروز یادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال جعفری تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 0:34

بازگشتدر ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده می‌کنید.ب میگه از کجا معلوم که روز قیامت و حساب کتابی وجود داشته باشه کسی که تو خانواده دزد و خلافکار دنیا میاد دزد و خلافکار میشه کسی که تو خانواده آروم بزرگ میشه همون جوری میشه اون دنیا چطوری می خوان حساب و کتاب کنن هر چیزی که ما الان هستیم تابع شرایط محیطمونه اخلاقمون استعداد هامون و خیلی چیزای دیگه ... اگه این طوری باشه من خیلی ناراحت میشم خیلی حرفها رو نمیشه گفت خیلی ظلم ها بی جواب می مونه تو دنیا شاید باید همه تلاشت رو ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال جعفری تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 0:34

مدرسهدر این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.جدیدا به طرز عجیبی مدرسه خوش میگذره هیچ وقت فکر نمیکردم که از کلاس رفتن لذت هم ببرم ... قبلا هم با بچه ها خوب بودیم ولی خوش نمیگذشت این طوری! این هفته یه روز مجله بردم سر کلاس تا اگه وقت اضافه اومد بخونیم مجله رو دادم یکی از بچه ها رفت فال هفته شو باز کرد واسه همه خوند بچه ها واسه هر کی که متولد اون ماه بود مسخره بازی در میاوردن و از ته دل می خندیدن... اون زنگ قبل اینکه برم کلاس دیدم معاونمون دوید کلاس بچه ها وقتی اومدم دیدم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال جعفری تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 0:34

خرید صبحجزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخش‌های مهم در ادامه ارائه شده است.امروز حالم خیلی خوب بود بعد مدت ها صبح به راحتی بیدار شدم رفتم بانک و یه جای دیگه کارامو انجام دادم موقع برگشتن یهو فکر کردم که چه خوب میشه شیر محلی بخرم سمت خونه ب اینا یه مغازه است که شیر محلی خیلی خوب و خوشمزه میاره صاحب مغازه خیلی رفتارش بد بود :( بعد اینکه شیر گرفتم گفتم نیم کیلو هم رشته بده گفت نیم کیلو نداریم! یه چیزی تو مایه های این که نیم کیلو خیلی کمه من نمیفروشم و برو گمشو! بود حرفش... خیلی بهم برخورد ولی چیزیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال جعفری تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 0:34

گربهجزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخش‌های مهم در ادامه ارائه شده است.همه چی از اون گربه کثیف شروع شد. مامان خونه شو به من سپرده رفته تهران ولی من که یه بار رفتم خونه نفهمیدم که در تراس باز مونده گربه اومده تو! این دفعه که رفتم دو هفته گذشته بود همه جا اثر گربه بود رو مبل های قرمز مامان رو تختش رو تخت سابق من رو فرش کمتر بود ولی بود 2 تا جای جیش و یه دونه از نوع دیگه!!! خیلی ناراحت کننده بود! دیروز رفتم همه جا رو محکم جاروبرقی کشیدم رو مبل ها رو شامپو فرش هم کشیدم علاوه بر جارو برقی، پتوهای روادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال جعفری تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 0:34

برگش مامان

در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.

دیروز مامان به همراه خواهرم برگشتند. خونه خیلی تمیز بود مامان اصلا نپرسید که من تمیز کردم یا نه!!! حتی جای پریز برق هم یادش رفته بود چه برسه به اینکه خونه چه شکلی بوده. خلاصه همه خوشحال بودن منم دلم نیومد که خوشحالی شونو به هم بزنم چیزی نگفتم... مامان خیلی دلش تنگ شده بود واسه من و خونه اش و همه جی...

برچسب: نویسنده: دانیال جعفری تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 0:34

رور بارانیدر این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.روزهای بارونی رو دوست دارم. انگار که آسمون بغضشو می شکنه و آروم میشه. یاد روزهایی که با برادرم شعر سیاوش قمیشی رو تو خیابون زیر بارون خوندیم به خیر :)) تو که بارون و ندیدی گل ابرا رو نچیدی گله از خیسی جاده های غربت میکنی تو که خوابی تو که بیدار تو که مستی تو که هشیار لحظه های شب و با ستاره قسمت میکنی منو بشناس که همیشه نقش غصه ام روی شیشه من خشکیده درخت توی بطن باغ و بیشه جاده های بی سوارو سال گنگ بی بهار تو نبودی که ببیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال جعفری تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 0:34

همه چی از اون گربه کثیف شروع شد. مامان خونه شو به من سپرده رفته تهران ولی من که یه بار رفتم خونه نفهمیدم که در تراس باز مونده گربه اومده تو! این دفعه که رفتم دو هفته گذشته بود همه جا اثر گربه بود رو مبل های قرمز مامان رو تختش رو تخت سابق من رو فرش کمتر بود ولی بود 2 تا جای جیش و یه دونه از نوع دیگه!!! خیلی ناراحت کننده بود!دیروز رفتم همه جا رو محکم جاروبرقی کشیدم رو مبل ها رو شامپو فرش هم کشیدم علاوه بر جارو برقی، پتوهای  روی تخت رو هم شستم ولی باز به دلم نمی چسبه یادم که می افته قلبم ریش میشه، اگه به مامان بگم قطعا تا چند سال حالش بد میشه از من که متنفر هست بدتر هم میشه نمی تونم بهش بگم ولی اگه من بودم فرش ها رو میشسنم شامپو فرش فایده نداره به نظرمدیروز انقدر با ابر محکم شامپو فرش کشیدم دستم فلج شده شب خیلی درد میکرد احساس میکردم رگ هاش کشیده میشه امروزم هنوز خوب نشده تازه باد کرده قرمز شده حتما حقمه چون بی حواسم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال جعفری تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 20:29

امروز از مدرسه برگشتم خیلی خسته شدم بازم شبا خوابم نمیبره از استرس این که صبح خواب بمونم :( دلم یه خواب سنگین میخواد. مدرسه خیلی برام خسته کننده شده . یه درس یه کم مشکل بود که به یه دبیر دیگه داده بودن بچه ها رفتن اعتراض که فلانی بلد نیست و خلاصه مدیر و مجبور کردن که من برم جای اون دبیر!! جالبه که منم پارسال اولین باری بود که درس میدادم و قبل اینکه من بیام هیچ کس راضی نمیشده این درس رو بگیره من که رفتم اونجا با خوشحالی این درس رو به من دادن و منم که اصلا برام فرق نمیکرد چه درسی.... نمی دونم چرا ولی از اینکه بچه ها پشت سر اون حرف میزنن ناراحت میشم خودمم از این خادامه مطلب

برچسب: دختر خسته,دختر خسته و تنها,دختر خسته تنها,دختر خسته از زندگی,دختر خسته راز دلکم,دختری خسته,عکس دختر خسته,وبلاگ دختر خسته,عکس دختر خسته و تنها,یه دختر خسته, نویسنده: دانیال جعفری تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 18:29

بعد از سال ها دوباره به موهای فر فریم زیتون زدم خوشگل وایستادن نمی دونم چرا این همه سال صافشون میکردم فرفری خیلی قشنگه هم اینکه خودمم و دیگه حسرت موهای صاف رو نمی خورم:)هر کسی باید با خودش و خصوصیات خودش کنار بیاد و خودش رو همون طوری که هست قبول داشته باشه



برچسب: نویسنده: دانیال جعفری تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 7:58

تو را از بین صدها گل جدا کردم

تو سینه جشن عشقت رو به پا کردم

برای نقطه ی پایان تنهایی

تو تنها اسمی بودی که صدا کردم

بگو از پاکی چشمه منو لبریز خواستن کن

با دستات حلقه ای از گل بساز و گردن من کن

اگه از مرگ باورها از آدمها دلم سرده

نوازش کن تو دستام رو که خیلی وقته یخ کرده

برچسب: تويتر,توم وجيري,تولدت مبارک,تویتر,توت,تونس,تولد,توفي,تور استانبول,تور گرجستان, نویسنده: دانیال جعفری تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 7:57

جدیدا به طرز عجیبی مدرسه خوش میگذره هیچ وقت فکر نمیکردم که از کلاس رفتن لذت هم ببرم ... قبلا هم با بچه ها خوب بودیم ولی خوش نمیگذشت این طوری! این هفته یه روز مجله بردم سر کلاس تا اگه وقت اضافه اومد بخونیم مجله رو دادم یکی از بچه ها رفت فال هفته شو باز کرد واسه همه خوند بچه ها واسه هر کی که متولد اون ماه بود مسخره بازی در میاوردن و از ته دل می خندیدن... اون زنگ قبل اینکه برم کلاس دیدم معاونمون دوید کلاس بچه ها وقتی اومدم دیدم موبایل یکی از بچه ها رو کشف کرده و با یه لبخند پیروز مندانه داره از کلاس خارج میشه:) طفلک اون دختره تا آخر زنگ ناراحت بود حتی وقتی بچه ها ادامه مطلب

برچسب: مدرسه,مدرسه مولانا,مدرسه موشها,مدرسه اینورس,مدرسه ایتالیایی,مدرسة الحب,مدرسه علوی,مدرسه شبانه روزی,مدرسه ویژه,مدرسة المشاغبين, نویسنده: دانیال جعفری تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:48

صفحه بندی